دین در روسیه در سالهای 1991 - 1999
مقدمه
بعد از فروپاشي شوروي، خلاء معنوي بزرگي در جامعه پديد آمد که خطر بر هم خوردن نظم جامعه را در پي داشت. مشکلات اقتصادي و اجتماعي فشار عجيبي را بر مردم روسیه وارد کرد. مردم تشنۀ دین بودند و مبلغان اديان مختلف به سوي اين مردم سرازير شدند. در اين فضا که مردم نيازمند عرفان و انواع کالاهاي معنوي بودند، برخي از گروه ها با درک سريع اين نياز شروع به تبليغ عقايد مذهبي خود کردند. مکتب هندوي کريشنا با تبليغاتش توانست 700 هزار طرفدار براي خود گردآورد. امروزه فرقۀ ائوم سينريکه ژاپني در روسيه حتي بيشتر از ژاپن طرفدار دارد. تمام گروه هاي تبشيري مسيحي مبلغان و وعاظ خود را به روسيه فرستادند تا از اين فضاي آماده، استفاده کرده و بر تعداد طرفدارانشان بيفزايند.
بدین ترتیب، رشد تعداد پيروان اديان خارجي باعث نگراني قانونگذاران روس شد. در سال 1997 حكومت، قانون آزادي ديني سال 1990 را مورد تجديد نظر قرار داد، تا به اين ترتيب مذاهب را به دو بخش اديان سنتي روسيه و اديان غريبه تقسيم كند. در اين تقسيم بندي، مسيحيت، اسلام، دين بودايي و يهوديت به عنوان تنها اديان سنتي روسيه اعلام گشتند. قانون فعاليت سازمان هايي كه به ديگر اديان تعلق دارند را محدود كرد. اين سازمان ها بايد طي 15 سال هر سال ثبت نام شوند تا اينكه بعد از اين مدت موقعيت بهتري كسب كنند. طي اين مدت آنها نميتوانند كتب ديني خود را منتشر، توزيع يا تعليم دهند هرچند حق شركت در فعاليت خيرخواهانه را دارند.
پس از فروپاشی شوروی، کليساي ارتدوکس شروع به فعالیت کرد؛ 6000 کليسا راه اندازي و بازسازي شد و مراسم عيد ميلاد مسيح جشن گرفته شد. در این بین وابستگی دولت و کلیسا در روسیه نمایان بود؛ دولت روسیه سعي در کسب مشروعيت معنوي داشت و کليسا هم به دنبال به دست آوردن مقام معنوي خود در زمان تزارها بود. يلتسين قبل از سفرهاي مهم خارجي با پاتريارک ملاقات مي کرد و به قول روس ها دعا مي گرفت. مقامات ارشد سياسي در مراسم مذهبي کليسا شرکت مي کردند. در زمان انتخابات پارلماني همۀ گروه هاي سياسي - حتي کمونيست ها - در کنفرانس خلق روس در کليسا شرکت کرده از کليسا براي خود مشروعيت مي گرفتند. ملاقات هاي مداوم يلتسين و مقامات کليسا، شائبه نزديکي آنها به دولت را تقويت کرد و کلاً کليسا در گروه هواداران يلتسين قلمداد می شد.
با افزایش گرايش هاي ناسيوناليستي کليساي ارتدوکس، مسيحيت در روسيه رنگ روسي گرفت. رهبران کليسا، برتری تاريخي خود را مدعی شدند و در دعاهای خود از پروردگار متعال برکت « اسلاوها » را خواستار شدند. به عبارت ديگر کليساي ارتدوکس روسيه، خود را نگهبان معنوي يک دژ ملي قمداد کرد، و اين گرايش ناسيوناليستي باعث روي آوردن همه گروه هاي سياسي به جايگاه حمايتگر کليسا و اميدواری آنها در کمک کليسا به آنها در نبرد عليه کهنه گرايي کمونيستها شد.
مشکلات بسياري نيز در راه کليساي ارتدوکس وجود دارد. اولين مشکل حضور گروههاي مسيحي ديگر که لشکر مبلغانشان را به روسيه فرستاده اند می باشد. تعداد مسيونرهاي مذهبي آمريکا مرتب در حال رشد است. حرکتهاي گروه هاي مسيحي پروتستان در روسيه که کاپيتاليسم و فرد گرايي را ترويج مي کنند با ارزشهاي اخلاقي ارتدوکس روسي که فداکاري و جمع گرايي را تبليغ مي کنند کاملاً در تضاد است. و اين مشکلات نه تنها از نظر معنوي و روحاني بلکه از نظر سياسي هم اهميت دارد.
موضوع ديگر لکه ننگ همکاري کليساي ارتدوکس با دستگاه هاي امنيتي است که به هيچ عنوان قابل انکار نيست. کليسا با عدم انکار اصل اين همکاري، از روشن کردن ميزان و محدودۀ اين همکاري طفره مي رود. و اين موضوع از آنجا بسيار مهم است که کليسا در برخي از کشورهاي بلوک شرق به همکاري با دستگاه هاي امنيتي اقرار کرده و از مردم عذر خواهي کرده است. اما کليساي روسيه از چنين اقدامي امتناع کرده است. و با وجود آنکه در اثر فشار عمومي، کميسيوني دربارۀ اين موضوع تشکيل شده نتايج آن هنوز اعلام نشده است و آن مورد، باعث ضربه ديدن کليسا شده است.
مشکل ديگر اين است که در قانون اساسي روسيه - که از قانون اساسي فرانسه گرته برداري شده است - ترکيب دين در عيار قدرت سياسي حداقل از نظر حقوقي بسيار کم است. و همين موضوع کليسا را در تنگناي سياسي و مذهبي مي گذارد. زیرا کليسا خود را حامي دين مردم مي داند و به گونه اي رفتار مي کنند مثل اينکه مسيحيت ارتدوکس دين رسمي کشور است.
В Советском Союзе ислам находился под жестким контролем. В стране было всего 500 мечетей, но уже с 1991 года в России началось возрождение мусульманской религии, не без финансовой поддержки стран Ближнего Востока. Теперь в одной только России имеется около пяти тысяч мечетей.
Рост мусульманского населения вызвал опасения представителей Русской православной церкви и ультранационалистов, что Россия может однажды стать преимущественно мусульманской страной.
Утверждается, что численность ее последователей - 80 миллионов, но эксперты-религиоведы говорят, что это число ближе к 40 миллионам человек и неуклонно сокращается.
Население России в целом уменьшается, частично вследствие повышенного употребления алкоголя. Зато прирост населения наблюдается в мусульманских регионах, где многодетные семьи - нормальное явление, а алкоголь употребляют в более умеренных количествах. За первое полугодие этого года население страны уменьшилось на 401200 человек, а в 15 регионах, включая Чечню, Дагестан и Ингушетию, численность населения возросла.
با پایان یافتن حکومت مکتب کمونیسم، تفتیش عقایدکمرنگ شد و مسلمانان توانستند بدون ترس به مساجد بروند. آموزش قرآن و مسائل مذهبي که قبلاً مخفيانه صورت مي گرفت، صورت آشکار به خود گرفت، هر شخص با هر موقعيت شغلي و وضعيت تحصيلي و اجتماعي مي توانست به مسجد رفته به وظايف ديني خود بپردازد. امروزه مساجد تلاش می کنند به وظيفه اصلي خود يعني سخنراني هاي ديني و آموزش معارف اسلامي عمل کنند و مهمتر از همه به تربيت روحاني، خطيب، امام و مؤذن بپردازند. در حال حاضر تعداد مساجد و اتحاديه هاي مذهبي در روسيه از 6000 بنا بیشتر است، اما بيشتر اين مساجد امام جماعت مخصوص به خود را ندارند و همينطور ادارۀ بسياري از اين مساجد به عهدۀ کساني است که خودشان هم اطلاعات مذهبي کاملي ندارند
مسلمانان سه سازمان اسلامی دارند:
1- شورای مفتیان روسیه که مرکز آن در مسکو قرار دارد و ریاست آن را مفتی راویل عین الدین به عهده دارد و بیش از یک هزار و 500 گروه مذهبی با آن ارتباط دارند.
2- اداره دینی مرکزی مسلمانان که مرکز آن در شهر اوفا (مرکز باشقیرستان) است و ریاست آن را مفتی طلعت تاج الدین بر عهده دارد و نزدیک به 500 گروه مذهبی با آن مرتبط هستند.
3- مرکز هماهنگی مسلمانان شمال قفقاز كه به ریاست مفتی به کاراچایو واچر کیسیا و اسماعیل بردیف اداره می شود و نزدیک به 800 گروه مذهبی با آن ارتباط دارند.
متأسفانه پس از فروپاشي نظام شوروي سيل مبلغان اسلامی* به مناطق مسلمان نشين روان شد، آنها مردم را ناگهان در يک فضاي ايدئولوژيک قرار دادند و با تشويق هاي کفر ستيزي و مبارزه مسلحانه، جوّ ناخوشايندي را بر منطقه حکمفرما کردند. که نتايج اين اعمال را در تاجيکستان ، داغستان و به خصوص در چچن شاهد بوديم. اين گروه ها علاوه بر ايدئولوژي جنگ، مردم را نيز مسلح کرده بودند با اين همه تبليغات اين گروه ها نتوانستند جاي مسجد و امام مسجد را براي مردم بگيرند و مردم همچنان براي مشکلات ديني خود به مساجد مراجعه مي کنند.
پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ یهودیان روسیه با گرفتن نقشی فعال در برقراری نظام ضدكمونیستی و سرمایهداری در این كشور ، مواضع مستحكمی را در میان قشر حاكم و حتی طبقه روشنفكر و با نفوذ جامعه اشغال كردند. از آن زمان تبلیغ و ترویج واژه "هولوكاست" و بزرگنمایی قتل عام اسیران به دست نازیها در سالهای جنگ جهانی دوم در رسانههای گروهی این كشور آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد
در روسیه نیز مانند اسراییل روز ۱۹آوریل "روز قیام اسیران بازداشتگاه یهودیان در ورشو در "۱۹۴۳بعنوان روز "هولوكاست" برگزار میشود.