دین در دوران استالین

 

Сталинской эпохи

دین در دوران استالین

 

مسیحیت

    دين زدايي در سال هاي 1937-1936 به اوج خود رسيد. در اين دوره استالين وحشيانه ترين سرکوبها را در پيش گرفت. در زمان جنگ جهاني بود که مقامات دولتي کليسا قبل از همه مردم را براي بسيج عمومي دعوت کردند در بين سال هاي 1945-1943 از شدت فشارها کاسته شد و تا چند سال همين روند ادامه داشت و کليسا کاملاً در خدمت دولت قرار گرفته بود. از سال 1941 تا پايان جنگ جهاني، استالين از مذهب به عنوان ابزاري براي مقابله با هيتلر و دفاع از روسيه استفاده کرد، سختگيري ها به شدت کاسته شد تا آنجا که حتي مي توان آنرا تسامح ناميد. موضوع جالب آن است که ارتش پيروز هيتلر در مناطق اشغالي خود کليساهاي ارتدوکس مخصوص آلماني ها را راه اندازي مي کرد.

    پذیرش دولت شوروی و شخص استالین توسط کلیسای ارتدوکس روسیه باعث اختلاف و انشعاب این کلیسا از کلیسای ارتدوکس خارج از این کشور شد که تا امروز نیز پابرجاست.

       

ادامه نوشته

اسلاوها تا سال 980 میلادی

Славян до 980 года н.э

                         اسلاوها تا سال 980 میلادی

اسلاوها  در قرون  ششم وهفتم میلادی و خیلی بعد از سیت ها ،سارماتها ،بلغارها ،ویستول ها ، آلن ها و خزر ها به روسیه آمدند و در دو شاخه یکی از جانب کوهای کارپات و دیگری از حوزه رودهای پری پت و بوگ غربی به سمت جنوب روسیه پیشروی کردند.در این دوره در روسیه از روستاها و مزارع اثری دیده نمی شد و دولت به معنای شهر بود.

مبنای مذهب اسلاوهای اولیه

مبنای مذهب اسلاوهای اولیه بر روی پرستش قوای طبیعت و احترام به نیاکان استوار بود .خدای بزرگ آنان بنام پرون (peroune) خالق رعد و برق ،معروف بود.

اسلاوهای شرقی ( کشورهای روسیه ، اوکراین ، اسلوونی و روسیه سپید و لیتوانی و لاتویا ) چند خدایی و دارای آدابی ریشه دار و رسوم متنوع بودند . آنها در آن زمان مانند ملت های دیگر همچون یونانیان ایزدانی با صفات مردانه و زنانه داشتند با ویژگی های متضادی نظیر مهربانی ستم گری ، توانایی و ناتوانی ، بخشندگی و بی رحمی های ویژه خود .

بزرگترین خدای اسلاوها ایزدی به اسم سواروگ ایزد کیهان بود همانند زئوس یونانی. پسران او سواروژیچی ها ایزدان خورشید و آتش دارنده نور و گرما بودند . اسلاوها به خدای خورشید (داژبوگ) احترام بسیاری می گذاشتند . این آیین مربوط به کشاورزان بود و بدین خاطر در میان مردمان اسلاوی دارای اهمیت بسیار زیادی بود خدایانی دیگر نیز وجود داشت همچون ولس خدای حیوانات اهلی و خانگی و استیریبوگ خدای باد (مانند اِاول یونانی)

به دلیل پیوند میان اسلاوها با برخی از اقوام ایرانی و فنلاندی خدایان این اقوام نیز به کیش اسلاوها وارد شده بودند . در قرن هشتم و نهم اسلاوها خدای خورشید را خوره می نامیدند که دقیقا از اقوام ایرانی ساکن روسیه ( سکاها ، سارماتی ها و کیمری ها ) به اسلاوها رسیده بود و همچنین خدایی به نام سیمارگِل که او هم خدایی ایرانی و دارای چهره سگ و نگهدارنده ی ریشه گیاهان بود . برای ایرانیان سیمارگل ایزد و پادشاه جهان زیرین و رشد و نمو دهنده ی گیاهان بود . تنها خدای بزرگ زن در کیش اسلاوها ایزدی با نام موکوش بود که در زایش همه جانداران نقش داشت و از آن پشتیبانی می کرد او همچنین از کارهای زنانه حمایت می کرد .


ادامه نوشته
 
  BLOGFA.COM